تبليغاتX
This Sun Is For your Night
my immortal

 

 آپلود عکس  

Sweet Sacrifice

It's true, we're all a little insane

این درست است که همه ی ما کمی احمقیم

but its so clear

اما این خیلی واضح است

now that I'm unchained

حال که من از زنجیر رها شدم

fear is only in our minds

ترس تنها در افکار ماست

taking over all the time

تمام لحظات را فراگرفته است

fear is only in our minds but its taking over all the time

ترس تنها در افکار ماست اما تمام لحظات را فراگرفته است

you poor sweet innocent thing

تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی

dry your eyes and testify

چشمات رو پاک کن و تصدیق کن

you know you live to break me- don't deny

میدونی تو زنده ای تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن

sweet sacrifice

قربانی شیرین!

One day I'm gonna forget your name

یک روز خواستم تا اسمت رو فراموش کنم

and one sweet day, you're gonna drown in my lost pain

و یک روز دلپذیر خواستی تا در درد گم شده ام غرق بشی

fear is only in our minds

ترس تنها درافکار ماست

taking over all the time

تمام لحظات را فراگرفته است

fear is only in our minds but its taking over all the time

ترس تنها در افکار ماست اما تمام لحظات را فراگرفته است

you poor sweet innocent thing

تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی

dry your eyes and testify

چشمات رو پاک کن و تصدیق کن

and oh you love to hate me don't you, honey?

و اه تو دوست داشتی که از من متنفر باشی مگه نه عزیزم؟

I'm your sacrifice

من قربانی تو هستم

I dream in darkness

من در تاریکی رویا می بینم

I sleep to die e

می خوابم تا بمیرم

rase the silence

آرامش را نابود کن

erase my life

زندگی مرا محو کن

our burning ashes

خاکسترهای سوخته مان . . .

blacken the day

. . . روز را سیاه می کنند

a world of nothingness

یک دنیای ناچیز

blow me away

مرا کنار می زند

do you wonder why you hate?

ایا تو در عجب نیستی که متنفری؟

are you still too weak to survive your mistakes?

تو هنوز انقدر ضعیفی که اشتباهاتت باقی مانده اند ؟

you poor sweet innocent thing

تو چیزی بیچاره،شیرین و بی گناه هستی

dry your eyes and testify

چشمات رو پاک کن و تصدیق کن

you know you live to break me- don't deny

میدونی تو زنده ای تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن

sweet sacrifice

+ نوشته شده در  Thu 5 Nov 2009ساعت 3:11 PM  توسط sanaz | 

Going Under


Now I will tell you what I've done for you

حالا به تو خواهم گفت كه به خاطر تو چه كار كرده ام

50 thousand tears I've cried

پنجاه هزار قطره اشكي كه به خاطرت گريه كردم

Screaming Deceiving and Bleeding for you

فرياد زدم ، فريب خوردم و خون ريختم به خاطر تو

And you still won't hear me

و تو هنوز صداي من را نمي شنوي

(I’m going under)

دارم سقوط ميكنم

Don't want your hand this time I'll save myself

ديگه دستهاتو نميخوام اين بار خودم  رو نجات خواهم داد

Maybe I'll wake up for once

ممكنه  يه باره بيدار شم

Not tormented daily defeated by you

ديگه عذاب نخواهم كشيد و در مقابل تو شكست نمي خورم

Just when I thought I'd reached the bottom

فقط زماني كه فكر كنم به انتها رسيدم مي ميرم

I'm dying again

من دوباره ميميرم

I'm going under

من سقوط ميكنم

Drowning in you

در تو غرق مي شم

I'm falling forever

من براي هميشه سقوط مي كنم

I've got to break through

من دارم مي شكنم

I'm going under

من سقوط ميكنم

Blurring and Stirring the truth and the lies

بين راستي و دروغ در ابهام و سردرگمي ام

So I don't know what's real and what's not

نمي دونم چي درسته و چي درست نيست

Always confusing the thoughts in my head

هميشه افكارم توي ذهنم گيجم ميكنن

So I can't trust myself anymore

ديگه به خودم هم نميتونم اعتماد كنم

I'm dying again

من دوباره مي ميرم

I'm going under

سقوط ميكنم

Drowning in you

در تو غرق ميشم

I'm falling forever

من براي هميشه سقوط ميكنم

I've got to break through

من دارم ميشكنم

So go on and scream

ادامه ميدم و فرياد ميزنم

Scream at me I'm so far away

فرياد بزن منو كه خيلي دورم

I won't be broken again

دوباره نخواهم شكست

I've got to breathe I can't keep going under

من نفس ميكشم ، ديگه سقوط نميكنم


+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 2:31 PM  توسط sanaz | 
 

 

My Last Breath


hold on to me love

عشق ، به من چنگ بزن

you know i can't stay long

ميداني که نميتوانم بمانم

all i wanted to say was i love you and i'm not afraid

همه گفتنيهام اين بود که دوستت دارم و نمي ترسم

can you hear me?

مي تواني صدام رو بشنوي؟

can you feel me in your arms?

مي تواني مرا در آغوشت حس کني؟

holding my last breath

که آخرين نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself

امن در درونم

are all my thoughts of you

آيا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد

i'll miss the winter

زمستان را ازد ست مي دهم( دلم براي زمستان تنگ مي شود)

a world of fragile things

دنيايي از اشياء شکننده

look for me in the white forest

در جنگل سپيد به دنبالم بگرد

hiding in a hollow tree (come find me)

در درختي تو خالي مخفي شدهام(بيا مرا پيدا کن)

i know you hear me

ميد انم مرا مي شنوي

i can taste it in your tears

مي توانم طعمش را در اشکهايت بچشم

holding my last breath

که آخرين نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself

امن در درونم

are all my thoughts of you

آيا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد

closing your eyes to disappear

چشمهايت را مي بندي تا ناپديد شوي

you pray your dreams will leave you here

دعا ميکني تا روياهيت همينجا رهايت کنند

but still you wake and know the truth

اماباز هم بيدار ميشوي و حقيقت را مي داني

no one's there

کسي آنجا نيست

say goodnight

بگو شب خير

don't be afraid

نترس

calling me calling me as you fade to black

همچنانکه در سياهي محو مي شوي مرا صداکن


+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 2:27 PM  توسط sanaz | 

 
Whisper


Catch me as I fall

من را بگير وقتي كه در حال سقوط هستم

Say you're here and it's all over now

ميگويم كه تو اينجا هستي وديگر همه چيز تمام شده

Speaking to the atmosphere

با هوا سخن ميگويم

No one's here and I fall into myself

هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم

This truth drives me

شدت اين حقيت ٬

Into madness

من را به ديوانگي ميكشاند

I know I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Don't turn away

روي خود را برنگردان

(Don't give in to the pain)

هرگز تسليم درد نشو

Don't try to hide

سعي نكن كه پنهان شوي ٬

(Though they're screaming your name)

در آن هنگام كه آنها نام تو را فرياد ميزنند

Don't close your eyes

چشمهايت را نبند

(God knows what lies behind them)

خدا ميداند كه چه دروغهايي پشت آنها پنهان شده

Don't turn out the light

روشنايي را خاموش نكن

(Never sleep never die)

هيچ وقت نخواب و هيچ وقت نمير

I'm frightened by what I see

من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام

But somehow I know

ولي احساس ميكنم

That there's much more to come

ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد

Immobilized by my fear

به خاطر ترسم ناتوان شده ام

And soon to be

و به زودي

Blinded by tears

از شدت گريه هايم كور خواهم شد

I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با احاطه کردن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Fallen angels at my feet

فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم بودند

Whispered voices at my ear

حرفهايي را در گوشم نجوا كردند

Death before my eyes

مرگ در برابر چشمان من

Lying next to me I fear

و در کنار من دراز كشيده بود

She beckons me

او به من اشاره كرد

Shall I give in

كه بايد وارد شوم

Upon my end shall I begin

و بعد از پايانم بايد دوباره شروع كنم

Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end

و بايد هر آنچه بعد از سقوطم به دست آورده ام را براي بالا رفتن ترك كنم

 

+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 2:21 PM  توسط sanaz | 

 

Everybody's Fool

perfect by nature

درست شده به دست طبیعت

icons of self indulgence

نشانه هایی از خود بزرگ بینی

just what we all need

تنها چیزی که ما نیاز داریم

more lies about world that

دروغ های بيشتری درباره جهانی مجازي که

never was and never will be

هيچ وقت نبوده و نخواهد بود

have you no shame,don't you see me

آیا تو شرم نداری .آیا مرا نمی بینی

you know you've got every body fooled

تو میدانی که همه را فریب دادی(همه را احمق کرده ای)

look here she comes now

نگاه كن او دارد می آید

bow down and stare in wonder

زانو زده و خیره شده با تعجب

oh how we love you

آه .ما چقدر تو را دوست می داشتیم!

no flaws when you're preteading

عیبی دیده نمی شود و قتی تو وانمود می کنی

but now i know she

ولی من الان می دانم که او

never was and never will be

هیچ گاه نبوده و نخواهد بود

you don't know how you're betrayed me

تو نمی دانی که چگونه به من خیانت کرده ای

and somehow you've got every body fooled

و به یک نحوی تو همه را فریب داده ای

without the mask where will you hide

بدون نقاب کجا مخفی خواهی شد؟

can't find your self lost in your lies

تو حتي نمی توانی خودت را پیدا کنی چون در دروغ هایت گم شده ای

i know the truth now

من حالا حقیقت را می دانم

i know who you are

من می دانم که تو که هستی

and i don't love you anymore

و دیگر تو را دوست ندارم

you're not real and you can't save me

تو واقعی نیستی و نمی توانی مرا نجات دهی

 

 

+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 2:5 PM  توسط sanaz | 

 

  


Bring Me To Life


how can you see into my eyes like open doors

چگونه می توانی از میان چشمانم چنان درهای گشوده بنگری

leading you down into my core

و راه خود را تا اعماق وجودم بیابی

where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold

آنجا که بی روح در رخوت فرو رفته ام و روحم در مکانی سرد بخواب رفته است

until you find it there and lead it back home

تا آن لحظه که بیابیش و راهنمایش به منزل باشی

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

now that I know what I’m without

حال می شناسم آنچه را که ندارم

you can't just leave me

نمی توانی ترکم کنی

breathe into me and make me real

نفست را در من بدم و مرا حقیقی کن

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(I've been living a lie, there's nothing inside)

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among the dead

اندرون اینجا سرد است بی لمس سر انگشتان تو بدون عشق تو محبوبم تو تنها زندگی در میان مرگی

all this time I can't believe I couldn't see

در تمام این زمان باور نداشتم که نمی بینم

kept in the dark but you were there in front of me

محبوس تاریکی و تو ایی که در مقابل من ایستاده بودی

I’ve been sleeping a thousand years it seems

می نماید هزاران سال خواب بوده ام

got to open my eyes to everything

می خواستم چشمانم را به همه چیز بگشایم

without a thought without a voice without a soul

بدون فکر بدون صدا بدون روح

don't let me die here

مگذار اینجا بمیرم

there must be something more

باید چیزی بیش از این در میان باشد

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

I’ve been living a lie, there’s nothing inside

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

+ نوشته شده در  Sun 23 Aug 2009ساعت 2:2 PM  توسط sanaz | 
 

 

 

My Immortal


i'm so tired of being here

من از اینجا بودن خیلی خسته ام

suppressed by all of my childish fears

و ترسهای کودکانه ام مرا محصور کرده اند

and if you have to leave

اگر باید مرا ترک کنی

i wish that you would just leave

امیدوارم که حضورت نیز مرا ترک کند

because your presence still lingers here and it won't leave me alone

که هنوز اینجاست و مرا تنها نمیگذارد

these wounds won't seem to heal

به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند

this pain is just too real

این درد کاملا حقیقی است

there's just too much that time cannot erase

و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد

when you cried i'd wipe away all of your tears

وقتیکه تو گریه میکنی تمام اشکهایت را پاک میکنم

when you'd scream i'd fight away all of your fears

وقتیکه فریاد میزنی با تمام ترسهایت مبارزه خواهم کرد

and i've held your hand through all of these years

من در تمام طول این سالها تنها دست تو را در دست داشتم

but you still have all of me

ولی تمام وجود من متعلق به تو بود

you used to captivate me

تو عادت داشتی که مرا

by your resonating light

با نور افسونگر خویش مجذوب کنی

but now i'm bound by the life you left behind

حال من توسط زندگی که تو پشت سر گذاشتی محصور شده ام

your face it haunts my once pleasant dreams

تنها رویای دلپذیر من چهره توست که همواره در جلوی روی من است

your voice it chased away all the sanity in me

و صدای تو تمام روح مرا متاثر میکند

these wounds won't seem to heal

به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند

this pain is just too real

این درد کاملا حقیقی است

there's just too much that time cannot erase

و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد

i've tried so hard to tell myself that you're gone

من به سختي پزيرفتم كه تو رفته ای

and though you're still with me

اگر چه تو هنوز با منی

i've been alone all along

ولی من در طول این مسیر تنها بوده ام

 




 

+ نوشته شده در  Sat 22 Aug 2009ساعت 11:28 PM  توسط sanaz |